علي بن زيد البيهقي
مقدمه 48
معارج نهج البلاغة
مقدمه اين بود آنچه با ديدن و خواندن و پيراستن اين گزارش توانستم بنويسم در اين پس آنچه را كه پيشها نوشتم در اين جا مىآورم . نخست آنچه كه در ديباچه فرمان مالك اشتر در سال 1359 آورده ام نهج البلاغة و مشرع الفصاحة سيد رضى محمد بن حسين موسوى بغدادى ( 359 - 406 ) در 400 نهج البلاغة را گرد آورده است . ابن شهر آشوب ( معالم العلماء 138 ) أو را از شاعران ميانه رو ( مقتصد ) شيعى بشمار آورده و نجاشى ( ص 283 ) از نهج البلاغة أو ياد كرده ولى شيخ طوسى در الفهرست از خود رضى و ابن داود ( رجال 307 ) و علامهء حلى ( خلاصه 80 ) از نهج البلاغه أو يادى ننمودهاند ( قاموس الرجال در رضى 8 : 145 ) . در بارهء صحّت استناد نهج البلاغة از روى روايتها و اجازتها و نسخه ها ، شرحها و ترجمه ها و سبك روى هم رفته از شش دليل در فهرست دانشگاه ( 5 : 1110 و 1595 ) بحث كردهام ، و مطلب به اندازه اى روشن است كه نيازى به باز گفتن ندارد . در فهرست معارف ( 1 : 138 ) هم از گردآورندگان سخنان أمير المؤمنان و هم از شارحان به زبانهاى عربى و فارسى و ترجمه هاى آن به فارسى و گجراتى آن ياد شده است . همچنين در فهرست دانشگاه ( 2 : 293 - 324 ) و مجلد دوّم فهرست سپهسالار 113 - 159 و ذريعه در بارهء شارحان ( 13 و 14 ) و خود آن ( 24 : 412 ) . برخى از شارحان ديرينه نهج البلاغه سيد مرتضى كه بر خطبهء شقشقية شرح نوشته است . در ذريعه ( 14 : 214 ) از شرح أو و ديگران بر اين خطبه يادى هست . 2 - خود سيد رضى كه تعليقاتى بر آن دارد . 3 - جمال الدين محمد بن الحسين بن محمد بن الغرى كاشانى كه در شرحبندى از ديباچهء نهج البلاغة رسالة العبقة دارد ( فهرست دانشگاه 5 : 1607 ) . 4 - خواجهء بزرگ پيشوا احمد فرزند محمد و برى خوارزمى كه پيش از 552 مىزيسته است به گواهى بيهقى و كيدرى و ابن العتايقى شرح مشكلات نهج البلاغة